تجزیه وتحلیل ابیات شعر میوه هنر

تحلیل ابیات درس" میوه ی هنر" ،بیت دوم

کزمن نه دگر بیخ وبنی ماندو نه شاخی

از تیشه ی هیزم شکن واره ی نجار

معنی:

سپیدار گفت:که ازدست تیشه ی

هیزم شکن واره ی نجار،دیگر برای

من ریشه وشاخه ای نمانده است.

تعداد جمله ها..دوجمله(یک فعل موجودِماند ویک فعل محذوفِ ِ...ماند)

بیخ وبن.....نهاد جمله ی اول

شاخی......نهاد جمله ی دوم

کز....مخفف(که از)

گر....مخف(اگر)

من،تیشه ی هیزم شکن....متمم

تیشه ی هیزم شکن واره ی نجار....ترکیبات اضافی

آرایه‌ها:

سخن گفتن سپیدار.....تشخیص

بیخ ،بن، شاخه/تیشه،هیزم
شکن،اره،نجار... تناسب


تحلیل ابیات درس" میوه ی هنر" ،بیت سوم

گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس

کاین موسم حاصل بوَدو نیست تورابار

معنی:تبر آهسته به سپیدار

گفت:گناه تو این است که الان

فصل میوه دادن است،ولی تومیوه وثمری نداده ای.

تعداد جمله ها:چهار جمله(سه فعلِ

موجودِ....گفت،بوَد،نیست...ویک

فعلِ حذفیِ....است، درپایان مصراع اول )

تبر.....نهاد جمله ی اول

جرمِ تو.....نهاد جمله ی دوم

این.....نهادجمله ی سوم

بار....نهاد جمله ی چهارم

ش...درفعل گفتش.. متمم

تو....مضاف الیه درمصراع اول

تو....متمم در مصراع دوم

جرمِ تو همین بس....مفعول برای فعل گفت

کاین....مخفف(که این)

آهسته... .قید

جرم ِتو،موسم حاصل....ترکیبات اضافی

آرایه ها:

سخن گفتن تبر باسپیدار......تشخیص

بار....قافیه

مفهوم بیت...توصیه به ثمردهی وپربار بودن می کند.

تحلیل ابیات درس" میوه ی هنر" ،بیت چهارم

تا شام، نیفتاد صدای تبر از گوش

شد توده در آن باغ،سحر،هیمه ی بسیار

معنی:تاهنگام شب صدای تبر

شنیده می شدوهنگام سحر،هیزم

بسیاری در آن باغ روی هم ریخته شد

تعداد جمله ها:دوجمله(دوفعلِ موجودِ....نیفتاد،توده شد)

صدای تبر.....نهاد جمله ی اول

هیمه ی بسیار.....نهاد جمله ی دوم

شام ،سحر... قید زمان

شام ،گوش،درآن باغ.....متمم

صدای تبر... ترکیب اضافی

هیمه ی بسیار....ترکیب وصفی

آرایه ها:

صدای چیزی از گوش نیفتادن..

کنایه ازقطع نشدن صدای آن(ادامه داشتن حرکت وفعالیت آن چیز)

شام وسحر......تضاد

هیمه ،باغ،تبر.....تناسب

بسیار.....قافیه

....


تحلیل ابیات درس "میوه ی هنر" ،بیت پنجم

(ابیات پنجم وششم موقوف المعانی هستند)

دهقان چوتنورِخود از این هیمه بر افروخت

بگریست سپیداروچنین گفت دگر بار

معنی:وقتی که کشاورز تنورِخودرابا

این هیزم روشن کردسپیدار گریه

کردودوباره چنین گفت.

تعداد جمله ها....سه جمله(سه فعلِ موجودِ
...برافروخت،بگریست،گفت)

دهقان.....نهاد جمله ی اول

سپیدار....نهاد جمله ی دوم
ونهادِمحذوفِ جمله ی سوم

تنورِ خود....مفعول

هیمه.....متمم

چو،چنین،دگربار.....قید

تنورِ خود.....ترکیب اضافی

آرایه ها:

گریستن وسخن گفتنِ سپیدار....تشخیص

بار....

تحلیل ابیات درس" میوه ی هنر" ،بیت ششم

آوخ که شدم هیزم و،آتشگر گیتی

اندام مرا سوخت چنین زآتش اِدبار

معنی:سپیدار گفت افسوس که به

هیزم تبدیل شدم وجهان

مانندآتشگری اعضای بدن مرا با

آتش بدبختی سوزاند.

تعداد جمله ها....سه جمله(یک شبه جمله(اصوات...آوخ)و...دوفعلِ موجودِ....شدم ،سوخت)

آوَخ.... شبه جمله(اصوات)...جمله ی اول

من (سپیدار)... .نهاد محذوفِ جمله ی دوم

آتشگر گیتی.....نهاد جمله ی سوم

اندامِ مرا.....مفعول

چنین.....قید
آتش ِادبار.....متمم

آتشگر گیتی،اندامِ من،آتشِ
ادبار...ترکیب اضافی

آرایه ها:

سخن گفتن سپیدار....تشخیص

آتشگر،سوخت،آتش....تناسب

آتشگر گیتی....تشبیه
گیتی(مشبه)به آتشگر(مشبه به)

آتش ِادبار....تشبیه
ادبار(مشبه)وآتش(مشبه به)


تحلیل ابیات درس" میوه ی هنر" ،بیت هفتم

خندید براوشعله ،که از دست ِکه نالی؟

ناچیزیِ تو، کرد بدین گونه تورا خوار

معنی:شعله به این حرف سپیدار

خندیدوگفت،یعنی این که تو از

دست چه کسی شکایت می کنی؟

بی ارزشی وبی حاصلی تواین گونه

توراخواروحقیر کرده است.

تعداد جمله ها:سه جمله(سه فعلِ موجودِ...خندید،نالی،کرد)

شعله... .نهاد جمله ی اول

تو..... نهادِمحذوف ِجمله ی دوم
فعلِ...نالی

ناچیزیِ تو......نهاد جمله ی سوم

که(اولی) درمصراع اول....حرف ربط

که(دومی)در مصراع اول....به معنای چه کسی....مضاف الیه

تو(اولی)..در مصراع دوم...مضاف الیه

تو(دومی)....در مصراع دوم...مفعول

دست ِکه،ناچیزی ِتو... ترکیبات اضافی

آرایه ها:

خندیدن شعله...تشخیص

خندیدن ونالیدن...تضاد

خوار.... قافیه

مفهوم بیت...بی ارزشی وکم قدری باعث ِپستی وخواری می شود.

......قافیه

تحلیل ابیات درس" میوه ی هنر" ،بیت هشتم

آن شاخ که سر برکشدو میوه نیارد

فرجام، به جز سوختنش نیست سزاوار

معنی:آن شاخه ای که رشد

کندوبزرگ شود ومیوه ای ندهد

،سرانجام فقط سزاوارِسوختن ونابودی است.

تعداد جمله ها:سه جمله(سه فعلِ موجودِ...برکشد،نیارد،نیست)

آن شاخ....نهادِجمله ی اول
ونهادِمحذوفِ جمله یِ دوم وسوم

میوه.....مفعول

فرجام.....قید

آرایه ها:

شاخ ،میوه......تناسب

سربر کشیدن...کنایه از رشد کردن است.

مصراع اول....تشخیص.زیرا سربر کشیدن کارِانسان است دراین جا به شاخه نسبت داده است.

سزاوار.....قافیه


تحلیل ابیات درس "میوه ی هنر" ،بیت نهم

جز دانش وحکمت نبوَد میوه ی انسان

ای میوه فروشِ هنر،این دکه بازار

معنی:ای کسی که ادعای فضل وهنر

داری ثمره ی انسان چیزی به جز

دانش وحکمت نیست.اگرآماده

ی قدم نهادن در این راه هستی بسم الله.

تعداد جمله ها:سه جمله(یک فعلِ موجودِ....نبود

میوه ی فروش هنر.. منادا

وفعل محذوفِ...است)

(البته چهار جمله هم می توان محسوب کرد.

جز دانش وحکمت نبود میوه ی انسان... جمله ی اول

ای میوه فروش هنر....جمله ی دوم

این دکه( است)....جمله ی سوم

و(این)..... بازار (است)

میوه ی انسان....نهاد جمله ی اول

میوه.فروش ....منادا..جمله ی دوم

این..... نها دِ جمله ی سوم

میوه ی انسان ،میوه فروشِ هنر.... ترکیبات اضافی

آرایه ها:

ضرب المثل..مصراع دوم باضرب المثلِ"این گوی واین میدان"ارتباط معنایی دارد.


دکه،بازارِمیوه،میوه فروش/دانش،حکمت،هنر....تناسب

هنر(مشبه)میوه(مشبه به)

( وحکمت(مشبه)ومیوه ی انسان(مشبه به)تشبیه شده
است.

(اگر انسان را مانند یک درخت در نظر بگیرم ،حکمت ودانش انسان.میوه ی این درخت است.)

بازار.....قافیه:

تحلیل ابیات درس "میوه ی هنر" ،بیت دهم

از گفته ی ناکرده و بیهوده چه حاصل؟

کردار نکو کن که نه سودی است زگفتار

معنی:از گفتاربدون عمل وبیهوده

چه سودی می بری؟کردارت را نکو

گردان؛زیراگفتار بدون عمل فایده ای ندارد.
.
تعداد جمله ها:سه جمله(یک فعل ِ حذفی درمصراع اول

ودوفعلِ موجودِ....کن،است درمصراع دوم)

چه حاصل....نهاد جمله ی اول

تو ...نهاد محذوف ِدر جمله دوم

سودی....نهاد جمله ی سوم

گفته ی ناکرده،گفته ی بیهوده،کردارِنکو....ترکیبات وصفی

گفته ی ناکرده،گفتار....متمم

کردار......مفعول

آرایه ها :

این بیت باضرب المثلِ"دوصد گفته چون نیم کردار نیست."ارتباط معنایی دارد.

کرداروگفتار....تضاد

کردار،گفتار،گفته/سود،حاصل....تناسب

گفتار....قافیه

مفهوم بیت...تأکید بر اعمال ِنیکو بهتر از گفتار بدون عمل است.

تحلیل ابیات درس "میوه ی هنر" ،بیت یازدهم

آسان گذرد گر شب وروز ومه وسالت

روزِعمل ومزد بوَد کارِتودشوار

معنی:اگر شب وروز وماه وسالِ

خودرابا تن پروری وبیکاری،به

آسانی سپری کنی،در روزِحسابِ

اعمال (روزقیامت)هیچ مزدی

دریافت نخواهی کردو کارِ تو دشوار خواهد شد.

تعداد جمله ها:دوجمله(دوفعلِ موجودِ....گذرد،بوَد)

شب وروز ومه وسالت.....نهاد جمله ی اول

کارِ تو....نهادجمله ی دوم

آسان،روزِ عمل ومزد.... .قید

سالت،روزِعمل،روزِمزد،کارِتو.....
ترکیبات اضافی

دشوار.....مسند

آرایه ها:

شب وروز/آسان ودشوار....تضاد

شب وروز ومه وسال..کنایه از

روزگار عمر(گاهی دو واژه ی

مخالف،معنی کنایی"همه

وهمیشه"رادارد؛مثال:شب وروز کار

می کنم ،کنایه از این که ،همیشه کار می کنم)

بین واژه های (شب،روز،مه،سال)...تناسب وجود دارد.

روز عمل ومزد،اشاره به روز قیامت...آرایه ی تلمیح دارد.

دشوار....قافیه

مفهوم بیت،تأکیدبر کنار گذاشتن تنبلی است.

بیت...سزای بی ثمری سوختن است

معنی شعر شیر خدا

۱.

علی آن شیر خدا شاه عرب
اُلفتی داشته با این دل شب

حضرت علی در راه خدا مثل یک شیر شجاع مبارزه می‌کرد و برترین مرد قوم عرب بود؛ او با تاریکی شب خو گرفته بود و دوستی داشت. (اشاره به مناجات‌های حضرت علی در شب دارد.)

★★★★★★★

۲.
شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب مَحرَم سِرُالله است

تنها شب از رازهای دل حضرت علی (ع) باخبر است؛ تاریکی شب رازدار سرالله است. (سرالله به معنای راز خداوند، لقب حضرت علی است.)

★★★★★★★

۳.
شب شنفته است مناجات علی
جوشش چشمه‌ی عشق ازلی

شب صدای دعا و مناجات علی (ع) با خدا را شنیده است که مانند چشمه‌ عشق از روز ابتدای خلقت در وجود او می‌جوشید.

★★★★★★★

۴.
کلماتی چو دُر آویزه‌ی گوش
مسجد کوفه هنوزش مدهوش

سخنان امام علی (ع) همانند مرواریدی ارزشمند هستند که هنوز در گوش مسجد کوفه مانده است و او را از خود بیخود می‌کند.

★★★★★★★

۵.
فجر تا سینه‌ی آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت

هیچ زمان نشد که خورشید از افق بالا بیاید و سینه آسمان را بشکافد و چشم حضرت علی (ع) را در خواب ببیند. (یعنی حضرت علی همیشه قبل از طلوع آفتاب بیدار می‌شد.)

★★★★★★★

۶.
ناشناسی که به تاریکی شب
می‌بَرَد شام یتیمان عرب

امام علی (ع) همان فرد ناشناس است که در شب‌های تاریک برای یتیمان شهر غذا می‌برد.

★★★★★★★

۷.
عشق‌بازی که هم‌آغوش خطر
خُفت در خوابگه پیغمبر

او انسانی عاشق است که خطر را به جان خرید و شب به جای پیامبر در رختخواب او خوابید. (اشاره دارد به لَیلَةُ المَبیت که مشرکان قصد داشتند حضرت محمد (ص) را به قتل برسانند. حضرت علی در جای خواب پیامبر خوابید تا ایشان به مدینه هجرت کنند.)

★★★★★★★

۸.
آن دَم صبح قیامت‌تأثیر
حلقه‌ی در، شد از او دامن‌گیر

در آن سحرگاه که اثرش مانند روز قیامت هولناک بود، حلقه در، به عبای حضرت علی (ع) آویخت و مانع از رفتن ایشان شد. (اشاره به روز ضربت خوردن امام علی (ع)، هنگام نماز صبح که به سمت مسجد کوفه می‌رفت.)

★★★★★★★

۹.
دست در دامن مولا زد در
که علی بگذر و از ما مگذر

درِ خانه، دست به دامان مولای متقین شد که ای علی از تصمیم رفتن به مسجد صرف نظر بنما و از من عبور مکن.

★★★★★★★

۱۰.
شب‌روان مست ولای تو علی
جانِ عالم به فدای تو علی

یا علی، پارسایان شب‌زنده‌دار سرگشته ولایت و دوستی تو هستند؛ جان همه جهانیان به قربان تو باد.

عکس شعر شیر خدا فارسی ششم

 

آرایه های شعر شیر خدا از شهریار

آرایه های شعر علی آن شیر خدا در کتاب فارسی ششم را به ترتیب ابیات بررسی می‌کنیم:

 

  • بیت ۱: تشبیه علی به شیر / دل شب: تشخیص
  • بیت ۲: تشخیص (شخصیت بخشی به شب)
  • بیت ۳:‌ واج آرایی یا نغمه حروف در حرف «ش» / چشمه عشق: اضافه تشبیهی
  • بیت ۴:‌ تشبیه کلمات به در / کنایه: آویزه ی گوش کردن کنایه از به یاد سپردن و پند گرفتن
  • بیت ۵: شخصیت بخشی: (فجر همچون انسان می بیند – آفاق همچون انسان سینه ای دارد که شکافته شده) / تضاد: بیدار و خفته
  • بیت ۶:‌ تلمیح به یتیم نوازی حضرت علی علیه السلام / تناسب بین شب و تاریکی – شب و شام
  • بیت ۷:‌ تلمیح به خوابیدن حضرت علی در بستر پیامبر و هجرت پیامبر / شخصیت بخشی به خطر (آغوش داشتن)
  • بیت ۸: جناس بین دم و در / شخصیت بخشی به در
  • بیت ۹: جناس تام بین در و در / واج آرایی حرف «د» / تضاد بین بگذر و مگذر / شخصیت بخشی به در / کنایه: دست در دامن زدن کنایه از خواهش کردن 
  • بیت ۱۰:‌ شب‌روان کنایه از شب زنده داران خداشناس / شخصیت بخشی و جان بخشی به عالم (جان عالم)

معنی درس راز زندگی

 

 

غنچه با دلِ گرفته، گفت: «زندگی لب ز خنده بستن است. گوشه‌ای درون خود نشستن است.»

غنچه با ناراحتی (به گل) گفت: زندگی نخندیدن و در گوشه‌ای غمگین و تنها نشستن است.

آرایه‌ها:

تشخیص (حرف زدن غنچه)

کنایه (دلِ گرفته کنایه از غمگین بودن)

🌹🌹

گل به خنده، گفت: «زندگی شکفتن است. با زبانِ سبز، راز گفتن است.»

گل با خنده (به غنچه) گفت: زندگی مانند شکفتن گل است. راز و رمز زندگی را با زبانی سبز (مانند برگ گل‌ها و درختان) بیان کردن است.

آرایه‌ها:

تشخیص (حرف زدن گل)

تناسب یا مراعات نظیر (گل، غنچه، شکفتن، سبز)

کنایه (با زبانِ سبز راز گفتن کنایه از بازگو کردن راز زندگی با شادابی و طراوت)

🌹🌹

گفت‌وگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش می‌رسد.

گفت‌وگوی غنچه و گل از درون باغچه همچنان شنیده می‌شود.

آرایه‌ها:

تشخیص (حرف زدن گل و غنچه)

🌹🌹

تو چه فکر می‌کنی؟ راستی کدام یک درست گفته اند؟

تو چه فکری درباره‌ی گفت‌وگوی آنها می‌کنی؟ به نظرت حرف کدام یک از آنها درست است؟

🌹🌹

من که فکر می‌کنم گل به رازِ زندگی اشاره کرده است. هر چه باشد او گل است. گل، یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است.

من که فکر می‌کنم گل، راز زندگی را فهمیده و به آن اشاره کرده است. بالاخره او گل است و تجربه‌اش در زندگی از غنچه بیشتر است.

آرایه‌ها:

تشخیص (اشاره کردنِ گل)

کنایه (پیرهن پاره کردن کنایه از تجربه داشتن)

ارسال المثل (به کار بردن ضرب المثل در شعر)

قیصر امین پور

قالب شعر راز زندگی قیصر امین پور

شعر نو (نیمایی)

معنی شعر میوه ی هنر

آن قصّه شنیدید که در باغ، یکی روز

از جورِ تَبَر، زار بنالید سپیدار

آیا آن داستان را شنیده‌اید که روزی درخت سپیدار در باغ، از ظلم و ستمِ تبر، ناله‌ای از سرِ ناتوانی سر داد؟

کز من نه دگر بیخ و بُنی ماند و نه شاخی

از تیشه‌ی هیزم شکن و ارّه‌ی نجّار

که از دست تیشه‌ی هیزم‌شکن و ارّه‌ی نجار، برای من ریشه و شاخه‌ای باقی نمانده است.

گفتش تبر آهسته که جُرم تو همین بس

کاین موسم حاصل بوَد و نیست تو را بار

تبر آهسته به او گفت: گناه تو این بوده است که اکنون فصل میوه دادن است اما تو میوه‌ای نداری.

تا شام، نیفتاد صدای تبر از گوش

شد توده در آن باغ، سحر، هیمه‌ی بسیار

تا شب صدای تبر قطع نشد و صبح در آن باغ، هیزمِ بسیاری جمع شده بود.

دهقان چو تنورِ خود از این هیمه برافروخت

بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار

وقتی کشاورز تنور خود را با آن هیزم روشن کرد، سپیدار گریه کرد و دوباره گفت:

آوَخ که شدم هیزم و، آتشگر گیتی

اندام مرا سوخت چنین ز آتشِ اِدبار

افسوس که به هیزم تبدیل شدم و جهانِ آتش‌افروز، بدنِ مرا این چنین از آتش بدبختی و بیچارگی سوزاند.

خندید بر او شعله، که از دست که نالی؟

ناچیزی تو، کرد بدین‌گونه تو را خوار

شعله به او خندید و گفت از چه کسی شکایت می‌کنی؟ بی‌ارزش بودنِ تو، تو را اینگونه پست و حقیر کرد.

آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد

فرجام، به جز سوختنش نیست سزاوار

آن شاخه‌ای که رشد می‌کند ولی میوه نمی‌دهد، در نهایت شایسته‌ی چیزی به جز سوختن نیست.

جز دانش و حکمت نبوَد میوه‌ی انسان

ای میوه فروشِ هنر، این دکّه و بازار

حاصلِ عمرِ انسان چیزی جز دانش و حکمت نیست. ای انسان، اگر دانش و هنری اندوخته‌ای اکنون زمانِ ارائه کردنِ این هنر و دانش است.

از گفته‌ی ناکرده و بیهوده چه حاصل؟

کردار نکو کن، که نه سودی ست ز گفتار

سخنِ بیهوده‌ای که به آن عمل نشود چه فایده‌ای دارد؟ رفتار و عملت را درست کن که سخن گفتن بدون عمل فایده‌ای ندارد.

آسان گذرد گر شب و روز و مه و سالت

روز عمل و مزد، بوَد کار تو دشوار

اگر شب و روز و ماه و سالِ زندگی تو به تنبلی و بدون کارِ مفید بگذرد، روز قیامت که زمانِ پاداش گرفتن و دیدنِ نتیجه‌ی عمل است، کارِ تو دشوار می‌شود.

پروین اعتصامی


آرایه های ادبی شعر میوه ی هنر

بیت اول

شعر میوه‌ی هنر مناظره‌ای است بین درخت سپیدار و تبر، یعنی در این شعر از آرایه‌ی تشخیص (جان بخشی به اشیا) استفاده شده است.

بیت دوم

علاوه بر آرایه‌ی تشخیص (سخن گفتن سپیدار)، بین واژه‌های «بیخ، بن، شاخ » و «تیشه، هیزم شکن، ارّه، نجار» آرایه‌ی تناسب وجود دارد.

بیت سوم

آرایه‌ی تشخیص (سخن گفتن تبر با سپیدار)

بیت چهارم

آرایه‌ی کنایه: صدای چیزی از گوش نیفتادن کنایه از قطع نشدن صدای آن (ادامه داشتن حرکت و فعالیت آن چیز) می باشد.

آرایه‌ی تضاد: شام و سحر

آرایه‌ی تناسب: هیمه، باغ، تبر

بیت پنجم

آرایه‌ی تشخیص (گریستن و سخن گفتنِ سپیدار)

بیت ششم

آرایه‌ی تشخیص (سخن گفتن سپیدار)

آرایه‌ی تناسب: آتشگر، سوخت، آتش

آرایه‌ی تشبیه: آتشگر گیتی (گیتی: مشبه، آتشگر:مشبه به)

آرایه‌ی تشبیه: آتش ِ ادبار (ادبار: مشبه، آتش: مشبه به)

بیت هفتم

آرایه‌ی تضاد: خندیدن و نالیدن

آرایه‌ی تشخیص (خندیدن شعله)

بیت هشتم

آرایه‌ی کنایه: سر بر کشیدن کنایه از رشد کردن است.

آرایه‌ی تناسب: شاخ، میوه

بیت نهم

مصراع دوم باضرب المثلِ این گوی و این میدان ارتباط معنایی دارد.

آرایه‌ی تناسب: میوه، میوه فروش، دکه، بازار

آرایه‌ی تناسب: دانش، حکمت، هنر

آرایه‌ی تشبیه:هنر: مشبه، میوه: مشبه به

آرایه‌ی تشبیه: آتشگر گیتی (حکمت: مشبه، میوه‎ی انسان: مشبه به)

بیت دهم

بیت دهم با ضرب المثلِ دو صد گفته چو نیم کردار نیست ارتباط معنایی دارد.

آرایه‌ی تضاد: کردار و گفتار

آرایه‌ی تناسب: کردار، گفتار، گفته

آرایه‌ی تناسب: سود، حاصل

بیت یازدهم

آرایه‌ی تضاد: شب و روز

آرایه‌ی تضاد: آسان و دشوار

آرایه‌ی کنایه: شب و روز و مه و سال، کنایه از عمر است.

آرایه‌ی تناسب: شب، روز، مه، سال

آرایه‌ی تلمیح: روز عمل و مزد، اشاره به روز قیامت دارد.


قالب شعر میوه ی هنر

شعر میوه ی هنر در چه قالبی سروده شده است ؟

قطعه

معنی شعر نیایش از نظامی گنجوی

نیایش 

خدایا، جهان پادشاهی توراست

ز ما خدمت آید، خدایی توراست

خداوندا پادشاهیِ جهان از آن توست، ما باید بندگی و خدمت تو را به جا آوریم و خداوندی برای توست.

تعداد جملات این بیت: 4 جمله

نهاد: پادشاهی جهان، خدمت، خدایی

متمم: تو، ما

حرف اضافه: را، از

 آرایه های ادبی:

آرایه‌ی تلمیح (تلمیح به آیه‌ی 189 سوره آل عمران – و لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْض: حکومت آسمان‌ها و زمین از آنِ خداوند است)

آرایه‌ی تضاد (خدمت و خدایی)


پناه بلندی و پستی تویی

همه نیستند، آنچه هستی تویی

نگهبانِ آسمانِ بلند و زمینِ پَست تو هستی، همه‌ی موجودات فانی و زوال‌پذیر هستند و آنچه می‌ماند فقط تو هستی.

تعداد جملات این بیت: 4 جمله

نهاد: تو (در مصراع اول)، همه (در مصراع دوم)، تو (در مصراع دوم)

ترکیب اضافی: پناه بلندی، پناه پستی

 آرایه های ادبی: آرایه‌ی تلمیح (تلمیح به آیه‌ی 96 سوره نحل) - آرایه‌ی تضاد (بلندی و پستی)


همه آفریدست بالا و پست

تویی آفریننده‌ی هرچه هست

(خداوند) خالقِ آسمانِ بلند و زمینِ پَست است، (خداوندا) تو خالقِ هرچه وجود دارد هستی.

تعداد جملات این بیت: 3 جمله

نهاد: بالا و پست، تو

 آرایه های ادبی: آرایه‌ی تلمیح (تلمیح به آیه‌ی 62 سوره زمر) - آرایه‌ی تضاد (بالا و پست)


خرد را تو روشن بصر کرده‌ای

چراغ هدایت تو بر کرده‌ای

تو عقل و خرد را مانند چشمی بینا کرده‌ای و هدایت را مانند چراغ روشنی به پا کرده‌ای.

تعداد جملات این بیت: 2 جمله

نهاد: تو (در مصراع اول)، تو (در مصراع دوم)

مفعول: خرد، چراغ هدایت

 آرایه های ادبی: آرایه‌ی تشبیه (هدایت به چراغ تشبیه شده است) - آرایه‌ی تناسب (روشن، بصر، چراغ)- آرایه‌ی تشخیص (چشم داشتنِ خرد)


جهانی بدین خوبی آراستی

بُرون ز آنکه یاریگری خواستی

دنیا را به این زیبایی تزئین کردی بدون آنکه از کسی کمک بگیری. 

تعداد جملات این بیت: 2 جمله

نهاد: تو (در مصراع اول)، تو (در مصراع دوم)

مفعول: جهانی، یاریگری

قید: بدین، خوبی

 آرایه های ادبی: آرایه‌ی تلمیح (تلمیح به آیه‌ی 6 سوره صافات)


خداوندِ مایی و ما بنده‌ایم

به نیروی تو یک به یک زنده‌ایم

تو خدای ما هستی و ما بنده‌ی تو هستیم و یکایک ما به قدرت تو زنده هستیم.

تعداد جملات این بیت: 3 جمله

نهاد: تو، ما، یک به یک

آرایه های ادبی: آرایه‌ی تضاد (خدواند، بنده)


رهی پیشم آور که فرجام کار

تو خشنود باشی و من رستگار

(خدایا) راهی مقابل ما قرار بده که در پایان کار، تو از ما راضی باشی و من نجات یابم و به رستگاری برسم.

تعداد جملات این بیت: 3 جمله

نهاد: تو (در مصراع اول)، تو (در مصراع دوم)، من

مفعول: رهی

قید: فرجام کار

 آرایه های ادبی: آرایه‌ی تلمیح (تلمیح به حدیث امام حسین: لا اَفْلَحَ قَوْمِ اشْتَرَوْا مَرْضاهَ الْمَخْلُوقِ بِسَـخَطِ الْخـالِقِ – ملّتى که خشنودى مردم را با خشم خالق معامله کند هرگز رستگار نخواهد شد.)

معنی شعر همه از خاک پاک ایرانیم

 

۱. ما که اطفال این دبستانیم / همه از خاک پاک ایرانیم

همه ما مثل کودکانی که در یک دبستان رشد و پرورش پیدا می‌کنند، پرورش یافته از خاک پاک کشورمان، ایران هستیم.

معنی کلمات: اطفال : جمع طفل، کودکان/ دبستان : مکتب، محل آموزش کودکان

آرایه ها: ما مثل اطفال: تشبیه / دبستان: استعاره از وطن / خاک و پاک: جناس

 

۲. همه با هم برادر وطنیم / مهربان همچو جسم با جانیم

همه ی ما در این کشور با همدیگر مثل برادر و هم وطن هستیم و شبیه جسم و جان با همدیگر مهربان هستیم و هم را دوست داریم.

معنی کلمات: وطن : میهن، سرزمین

آرایه ها: ما مثل برادر : تشبیه / ما با هم مثل جسم با جان مهربان هستیم: تشبیه / جسم و جان: تضاد

 

 ۳. اشرف و اَنجَبِ تمام مِلَل / یادگار قدیم دورانیم

ما شریف ترین و نجیب ترین ملت هستم و این را از زمان های دور به یادگار داریم

معنی کلمات: اشرف: به معنی شریف‌تر، گرامی تر/ انجب: به معنی نجیب‌تر/ ملل: جمع ملت، کشورها

آرایه ها: بیت اغراق دارد. 

 

۴. وطن ما به جای مادر ماست / مادر خویش را نگهبانیم

وطن ما همچون مادر برای ما گرامی و عزیز است و ما از آن محافظت می کنیم

معنی کلمات: نگهبانیم: از آن دفاع می‌کنیم

آرایه ها: وطن مثل ما: تشبیه / ما و مادر: جناس / مادر: تکرار

 

۵. شکر داریم که‌از طفولیّت / درس حبّ الوطن، همی خوانیم

خدا را شکر می‌کنیم که  از ابتدای کودکی به ما درس عشق و محبت به وطن را یاد داده‌اند

معنی کلمات: شکر : سپاسگزاری/ طفولیّت : کودکی/ حبّ: دوست داشتن / حبّ الوطن: وطن دوستی، دوست داشتن وطن/ همی‌خوانیم: می‌خوانیم

 

۶. چون که حبّ وطن ز ایمان است / ما یقیناً ز اهل ایمانیم

وقتی که دوست داشتن وطن جزئی از ایمان است (حدیثی منسوب به پیامبر اکرم (ص)) به طور حتم ما جزء انسان های با ایمان هستیم

معنی کلمات: یقیناً: قطعاً، مسلّماً، مطمئناً / ز: مخفف از

آرایه ها: تلمیح به حدیث پیامبر